ناروانیکتا

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان من و پسرخاله گي
 
‎14 فوریه 2008 … با حامد. پسر خاله ام. در ابتدا هیچ حسی به حامد یعنی پسر خاله ام نداشتم. اما همه چیز از https://pantomim.wordpress.com/2008/02/14/با-حامد-پسر-خاله-ام/یک بعدازظهر شروع شد. بعد از خوردن ناهار من و او و پسر همسایه حامد و یکی دیگه از
پسرهای فامیل توی یک اتاق جمع شدیم تا شاید کمی بخوابیم. همینطور که درازکشیده
بودیم برای هم حرفهایی تعریف می کردیم. من هم مثل آنها شروع به صحبت کردم …
 
‎25 ژوئن 2011 … این داستان مربوط به دوران کودکی من است مربوط به آن زمان های که تازه برای اولین بار https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/اولین-تجربه-با-رضا/متوجه مقوله ای به نام سکس شده بودم تازه مراحله بلوغ در من داشت ظاهر می شد و … پاهای
رضا – پسرخاله ام – که جلوی من دراز کشیده بود و داشت درس می خواند نظرم رو جلب کرد ،
شلوار لای پاش فرو رفته بود و گردی کپلش بجوری به چشم می آمد
 
‎13 ا کتبر … داستان گی هست کسایی که دوست ندارند نخونند یکم هم طولانی این یه خاطره بیاد ماندنی https://shahvani.com/dastan/گی-داغ-با-پسر-خاله-امبود که تا الان 3 سال شده خاطره واقعی فقط اسم ها عوض شده من مهرداد هستم الان 21 سالمه
پسرخاله ام حسین الان16 سالشه جریان بر می گرده به سه سال پیش من خانه خالم زیاد
میرفتم و کلا به پسر ها بیشتر دخترها اهمیت میدم و دوستشون دارم اون …
 
‎داستان های گی. · October 25, ·. من ﻭ ﭘﺴﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﻣﻦ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ https://www.facebook.com/gaystories/posts/344810585693647ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺰﺩﯾﮏ . ﭼﻮﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻓﺎﻣﯿﻼﯼ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﻓﺎﻣﯿﻼﯼ ﭘﺪﺭﯼ . ﻭ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ
ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺴﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﻫﻢ ﺑﭽﻪ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺎﺷﯿﻢ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻭﻥ ﺣﺪﻭﺩ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﻭ
ﻧﯿﻢ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺑﻮﺩ … ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺳﮑﺴﯽ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ( ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺳﮑﺴﯽ) ﻣﻦ
ﺣﺪﻭﺩ ﻫﺸﺖ …
 
‎27 آگوست 2010 … اون شب مامانم با دوستاش دورهء زنونه داشت و بابام هم با دوستاش مجردی رفته بودن شمال و https://dastan2012.wordpress.com/2010/08/27/من-و-پسر-عمو-و/من تنها بودم. وقتی دیدم همهء دوستامم درگیر کارا و درساشون هستن به پسرعموم علی زنگ
زدم و بهش گفتم من تنهام و جای مشروبای بابام رو هم میدونم و اگه دوست داری بیا با هم یه

 
‎23 سپتامبر 2011 … اما داستان :……. من احسانم 18 سالمه ساکن یکی از شهرهای تهرون…داستانی سکسی که https://gayteen73.wordpress.com/2011/09/23/سکس-با-دوستم-مجید/میخوام بنویسم مربوط میشه به سکس من و بهترین دوستم(مجید) که یه روز به چیزی که
… بهم گفته بود که مجید به پسرخاله مادرش که 4 سالی ازش بزرگتر هم هست کون داده!!!
…. نه این که با خجالت پنهانی زندگی کنم و گی بودن خودم رو پنهان کنم.
 
‎6 آوريل … سلام. یه موضوعی! چند ما مهمونی بودیم و من یه پسرخاله ی 6 ساله دارم. روی مبل khbartar.blog.ir/post/443/جریان-منو-پسر-خاله-6-ساله-امیک نفره نشسته بودم و پسرخاله ام رو هم کنار خودم نشوندم. همونطور که بغلش کرده بودم
و داشتم صحبت میکردم …
 
‎20 سپتامبر … سلام من محمد 32سالمه کارمندم،خانومم اسمش مهینه بیست سالشه،هیکلش لاغره مثل دخترای hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272556.html14ساله میمونه،سینه هاش کوچیک و سفته واسه همین اکثر وقتا سوتین … اش بگم چند
بار سکس داشته با دوست پسرش و دوبارم با پسرخاله اش،خودش تعریف کرده،واسم مهم
نیست گذشته هرکی بخودش مربوطه،مهین پرده شو دوست پسرش زده بود.
 
‎داستان واقعی ، دخترخاله و پسرخاله ای بودن که از بچه گی با هم بزرگ شدن و اسمشون رو https://hammihan.com/post/1681036هم بوده واسه ازدواج دختره اسمش مریم بوده پسره هم جواد ، جوادو مریم خیلی همدیگه رو دوست
داشتن جوری که هر روز باید همدیگه رو میدیدن جواد همیشه مواظب مریم بود و اگه کسی مریمو
اذییت می کرد.
 

باسلام
‎باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم
 







NS