ناروانیکتا

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان جزاب وسکس وسوپر دايي ومن
 
‎28 ژوئن 2011 … مـــن معــین 22 سالمه واین داستان بر میگرده واسه 3 سال پیش یه دختر دایی دارم که یه https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/28/ســــکس-من-و-دختردایـــی/سالی ازم بزرگتره و یه بدن سکسی و جزابی داره ؛ مخصوصا سینه هاش که تو … بده ، اما
من موندم این کیـــــر که راست راست شده بود رو کجای شرت جاش بدم واسه همین سریع
نشستم و روم اون طرف کردم ، سارا بیرون در واستاده بود و من تو حمام از اونجا …
 
‎8 مارس 2011 … سلام من فريبرزم مي خوام يكي ديگه از داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان https://dokhtarone.wordpress.com/…/داستان-سکسی-لباسشوییداستان-سکسی-لباس/از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود براي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم
براي اين مدت برم پيشه اون البته ناراحت نبودم چون من خيلي خالم رو دوست داشتم و
هميشه آرزوي كردن خاله…
 
‎داستان کوتاه من و دختر همسایه و حمام. عروسی دختر همسایمون -صاحبخونه- بود و مردونه رو www.wikinaz.ir/post/974/داستان-کوتاه-من-و-دختر-همسایه-و-حمام.htmlانداخته بودن خونه ی ما (طبقه بالا) و قرار شد من توی اتاق خواب بمونم تا مردها ناهارشونو
بخورن و برن. من تو اتاق خودمو با کامپیوتر سرگرم کردم. مهمونا کم کم وارد میشدن و من
صداشونو میشنیدم… همینطور اضافه میشدن … قرار بود ۲۵ نفر باشن اما نزدیک ۱۰۰ تا

 
‎13 جولای 2010 … راستی من یه دختر دایی 9 ساله هم دارم که مدرسه بغلی مامانش درس می خوند ( آخه زن داییم https://iranaks.wordpress.com/2010/07/13/سارا-زن-دایی-من/معلم پسرونه بود اونم از نوع ابتدایی ) داییم همم که صبح می رفت سر کار و شب میومد و
من هم چون تو خونمون سکوت و آرامش کمتر حکم فرما بود ( به دلایلی ) مخ مامانم رو زدم که به
دایی بگه که من برم اونجا و تازه اینجوری می تونم سوالهام رو هم از زن …
 
‎12 جولای 2010 … نزدیک امتحان های اخر سال بود و من داشتم کم کم خودم رو برای امتحانات اماده می کردم ، هر https://iranaks.wordpress.com/2010/07/12/1-16/چند که اکثراً من برای امتحانات مشکلات خاصی نداشتم و تو درس هام زیاد مشکل نداشتم
اما خوب بالاخره امتحان بود و اونم امتحان نهایی. علاوه بر امتحانات عروسی علیرضا پسر
دایی ام هم بود…
 
‎14 جولای 2010 … تو كه منو كشتی ! فیروزه گفت : تو هم منو كشتی. باید یه فرصت حسابی گیر https://iranaks.wordpress.com/2010/07/14/داستان-سکس-با-فیروزه/بیاریم. اون روز نزدیكای عید بود و من می دونستم خونه ی دایی یكی از دوستان دو هفته
خالی می شه. بهش گفتم یه فكری می كنم و خبرت می كنم روز سوم عید بود كه رامین از
خونه داییش زنگ زد و گفت خونه از امروز خالی شده و دایی و زن داییش رفتن دوبی …
 
‎2 . داستان تصويري باسن همسايه 3 | بازار دانلود – دانلود آهنگ 1 سپتامبر 3/تمام nabenabim.dana1390.ir/داستان-تصويري-باسن-قلمبه-همسايه-2/اتوماتیک … Sexiseks | داستان سکسی تصویری “باسن همسایه” به زبان 2009 … 5 .
داستان تصويري باسن قلمبه همسايه | طهران من پدیده ای متفاوت از ساعت های دخترانه
پسرانه مدل جدید سال ۲۰۱5 جذاب ترین ساعت دخترانه و پسرانه برای درخشش شما در
مجالس.
 
‎21 آگوست … ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﻪ ﻫﺎﻡ ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺮﺯ ﻣﯿﭙﺮﻥ،ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺍﺯ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻃﻼﻕ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺑﺎ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ 197 ﺳﺎﻧﺘﯽ https://ok.ru/group/54831980085263/topic/65062053158927ﻓﯿﺘﻨﺲ ﺯﺩﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺸﻮﻧﻢ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﻨﻪ ﺑﺎ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ … ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ
ﭼﺮﺍ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺴﯽ ﺑﻮﺩ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻪ،ﺧﻮﺩﻡ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﻻﻥ ﭼﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﮔﻬﯽ ﺷﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﻧﮕﺎﻩ
ﺳﮑﺴﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﮐﺮﺩﻩ،ﻓﮏ ﮐﻨﻢ. … ولی محیط دانشگاه برام جذاب بود.
 
‎باسلام من سروش هستم ١٥ ساله داستان از اونجايي شروع شد كه ما براي تفريح رفتيم https://ok.ru/group/54831980085263/topic/66460719783951خونه خاله ثريا خاله ثريا يه زن ٣٠ ساله با پستون هاي گنده و كون گنده هست و خيلي هم
سفيد و … عکس سکسی فیلم سکسی لینک سکسی ,کانال سکسی موبوگرام, کانال
پورن موبوگرام,کانال جوک , کانال شهوانی , کانال سک30,کانال فیلم سوپر سکسی
تلگرام …
 

من و عموم (قسمت سوم) | داستانهای قشنگ و زیبا
‎9 آوريل 2008 … صبح که به مدرسه رفته بودم یک جورایی می خواستم به همه بچه ها که با هم یکمی صمیمی https://dastans3x.wordpress.com/2008/04/09/من-و-عموم-قسمت-سوم/بودیم بگم که با کامی سکس داشتم. فردای آن روز که از خانه کامیار اومدم. صبح که به
 







NS